شعر
آقا، نمیشود؟؟؟؟؟!
یا ثامن الحجج دل ما وا نمیشود ....!
خیلی تلاش کردهام، اما نمیشود ....!
هر جا که رفتهام و به هر کس که گفتهام، گفته است:
به دست من گرهات وا نمیشود ....!
اصلاً به هر که رو زدهام گفته با تشر:
هر جا که میروی برو ! اینجا نمیشود ....!
نازم به شاعرت که چه زیبا سروده است:
وقتی دل شکسته مداوا نمیشود ....!
دستت بزن به دامن سلطان که هر جواب از او شنیده میشود
الّا، « نمیشود » .....!
حالا من شکسته دل خستهٔ غریب .....
رو کردهام به سوی تو آقا، نمیشود؟؟؟؟؟!!!! ...
یا ثامن الحجج دل ما وا نمیشود ....!
خیلی تلاش کردهام، اما نمیشود ....!
هر جا که رفتهام و به هر کس که گفتهام، گفته است:
به دست من گرهات وا نمیشود ....!
اصلاً به هر که رو زدهام گفته با تشر:
هر جا که میروی برو ! اینجا نمیشود ....!
نازم به شاعرت که چه زیبا سروده است:
وقتی دل شکسته مداوا نمیشود ....!
دستت بزن به دامن سلطان که هر جواب از او شنیده میشود
الّا، « نمیشود » .....!
حالا من شکسته دل خستهٔ غریب .....
رو کردهام به سوی تو آقا، نمیشود؟؟؟؟؟!!!! ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 19:37 توسط محمد حسین غلامی سرای
|