شعر بی معنی اما باچینشی جذاب

گنجشک رفیق کرگدن شد

آفتابه سوار بر لگن شد


قورباغه پسر عموی فیل است

این ریش برادر سبیل است

گرگ آمد و راه گربه طی کرد

مار آمد و هی دلی دلی کرد

انگور اگر چه هسته دارد

البته (هونگ) دسته دارد

به به ز هوای خوب اهواز

هر روز اداره ام بود باز

گفتار بدون معنی این است

کاهو بغل سکنجبین است

اشعار چرند ور پریده

پشت فلک از غمش خمیده

دروازه و ماست را ببندند

ترسم که به شعر من بخندند


موارد ی که  دانش آموزان عزیز قبل از امتحان املا و نگارش باید مطالعه کننو

املا:کتبی  ده نمره-مستطیل های مربوط به املا   - غلط یابی واصلاح آنها - انتخاب کلمات درست ازمیان کلمات غلط

املا :تقریری  ده نمره   ازکل درس های کتاب به صورت تقریری گفته خواهد شد.

انشاکتبی :ده نمره   - مستطیل های مربوط به انشا-نکته های دوم (ادبی) - تمرین های نگارشی بخش نوشتن ها

- توصیفی ده نمره     ازدویا سه موضوع انشا تشکیل شده که باید با استفاده از ارایه ها و خط خوش نوشته شود. 

نمونه سوال برای نگارش اول راهنمایی

باسمه تعالی


نمونه سؤال انشا و نگارش کلاس اوّل راهنمایی


1)در متن زیر علایم نگارشی مناسب بگذارید.(8مورد)                               (2نمره)


وقتی آمده بود   نوری احساس کردم به او گفتم کجا بودی گفت عجب روزگاری است   من کنار تو و تو از من غافل تفکّرکن

ادامه نوشته

لیلی نام دیگر آزادی است

لیلی نام دیگر آزادی است
دل زنجیر شد، عشق زنجیر شد، دنیا پر از زنجیر شد، و آدم همه دیوانه زنجیری.

خدا دنیای بی زنجیر می خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.

امتحان آدم همین جا بود. دستای شیطان از زنجیر پر بود.

خدا گفت زنجیرت را پاره کن. شاید نام زنجیر تو عشق است.

یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت. شیطان آدم را در زنجیر می خواست.

لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چه می خواهد. لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند. لیلی زنجیر نبود. لیلی نمی خواست زنجیر باشد.

لیلی ماند. زیرا لیلی نام دیگر آزادی است.


عرفان نظر آهاری 


خودمون رو از زنجیر شیطان رها کنیم

نمونه سوال برای املا و انشا

با این سوال ها می توانید برای املای ترم دوم تمرین املا داشته باشید.

ادامه نوشته

شعری ناب جرعه ای از اقیانوس ادب

در این سرای بی کسی
کسی به در نمیزند
به دشت پرملال ما
پرنده پر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان
چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب
در سحر نمیزند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ که از شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پر ستم
که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیشود
که خنجر غمت ازین خراب تر نمیزند
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمیزند!
نه سایه دارم و نه بر ، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند...

                                                                                          امیر هوشنگ ابتهاج

جمله هایی زیبا

 ♥ رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند.


 ♥ از شمع آموختم که :ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم.


 ♥ از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم.

ادامه نوشته

شعرطنز

آن شنیدم پشه ء زن مرده ای! 

پشه زن مرده و افسرده ای! 

چون عیالش مرد در مرگش گریست 

مدتی بی همسر و بی زن بزیست! 
ادامه نوشته

خبرمسرت بخش

بالاخره جوانه و سنگ به تمام انتقادها پاسخ داد ونشان داد که نمایشی که بایستی در تیزهوشان ارائه گرددباید متفاوت تر و سنگین تر و فاخرتر باشد و لوث و بی معنی و ساده نباشد .جوانه و سنگ توانست نظر هیئت داوران را جلب کرده و مقام اول را در استان ازآن خود کند و برای مرحله ی کشوری خود را آماده سازد .این موفقیت بزرگ را به مدیرمدرسه و اولیای گرانقدر و دانش آموزان ارزشمند سمپاد تقدیم می کنیم.

 

جوانه و سنگ در آزمونی دشوار

نمایشنامه ی جوانه وسنگ برگرفته از روان خوانی فارسی دوم راهنمایی با گذر ازمرحله ی ناحیه و منطقه ای و ورود به جمع ۱۲ گروه با اجرایی خیره کننده در استان یکی از شانس های کسب مقام های برتر است . دراین نمایشنامه هنرمندی کامیار رودکیان، هادی مظفری،علی اصغر خانی ،امیرمحمد شرفی،محمد ثابت، عرفان آبادی فرد ،امیرحسن قاسمی وهمایون رسولیان به اوج خود رسیده و در میان تمام گروه ها برجستگی خود را به رخ داوران کشید اما نتیجه ی نهایی بعدا ارائه خواهد شد و امیدواریم که این متن مفهومی ونمادین بتواند جایگاه اصلی خود را به دست آورد.

مهدی مظفری نیزبه عنوان دستیاروفیلمبردارگروه همکاری ویژه ای با گروه داشتند.

دراین اجرا اولیای محترم این هنرمندان به ویژه اولیای امیرمحمدشرفی و امیرحسن قاسمی زحمت های فراوانی کشیدند که کمال تشکر را از ایشان داریم.

یادآموزگاران

یادباد آن روزگاران یاد باد     یادِ آن آمــوزگاران یاد باد

یادباد آن کاه گِل دیوارها       چهره های ساده و گلنارها

روزهای اولینِ ترس ولرز       گاه گاهی هم گُریز ازلای دَرز

دفترکاهی که چون گل زردبود   همنوای کودکان مرد بود

با صدای آب و بابا نرم نرم   آب باران می چکیدازسقف گرم

با دودست مهربان هربامداد خط می زدمشقمان  بایک مداد 

همنشین حرف هامان گوش او  کی رود ازخاطرم آغوش او

نرم تر ازبرگ گل دستان او      ماه کرده خانه در چشمان او

درکلاسم باحضورگرمتان        صدملک آید فرودازآسمان

به ازاین دیگر نمی خوانم سرود   ای معلم ازبرایت صد درود